نى نى ناناز من و بابايى
به دنیای ما خوش اومدی جوجوی من
تاريخ : دوشنبه 24 مهر 1391 | نویسنده : شيلا
بازدید : مرتبه



موضوع :
تاريخ : سه شنبه 21 آذر 1391 | نویسنده : شيلا
بازدید : 733 مرتبه

الهی قربونت برم عزیز دل مامان

آخ که چه مامان تنبلی داری آراد نازم

خیلی وقته واست چیزی ننوشتم ولی خودت منو درگیر میکنی که حتی فرصت سر خاروندن هم ندارم الان هم جنابعالی را خوابوندم و دم دمای صبح وقت کردم بیام وبلاگتو آپ کنم عشق من

جیگر مامان خیلی بد غذایی و هیچی بجز بیسکویت مادر حل شده نمیخوری نمیدونی مامان چقدر بابت غذا نخوردنت غصه میخوره 

دکتر واست شربت اشتها داده ولی فقز تونستم 2 روز بهت بدم چون اونقدر گریه میکردی که دلم ریش میشد و دیگه نتونستم بهت بدم

 

ولی واست یه آزمایش خون گرفتیم که معلوم شد قند عسل مامان فقر آهن داره و مجبورم ایندفعه اشکهاتو نادیده بگیرم و واسه سلامتی فرشته کوچولوی خودم به زور بهش شربت آهن بدم

هر وقت منو میبینی که سرنگ داروهات تو دستمه جیغ میزنی و میری بغل بابات

نانازم میترسم به خاطر داروها ازم فراری بشی قربونت برم چون همش میری طرف بابایی و انگار منو دوست نداریگریه..............................شبا تا صبح 200 بار بیدار میشی و دنبال شیر میگردی منم تا صبح در حال شیر دادنتم....طبق معمول همیشه سرماخوردی و الان هم صدای خر خرت میاد الهی بمیرم واست......الان هم صدات داره میاد که داری حاضر میشی واسه گریه ....زود بیام تا جیغات شروع نشده 



موضوع :
تاريخ : سه شنبه 25 مهر 1391 | نویسنده : شيلا
بازدید : 779 مرتبه

سلام امید زندگی من 

سلام عشق ابدی من

اومدم تا 5 ماهگیتو تبریک بگم گل من

ایشالا 100 ساله بشی مادر..خدا جونم ممنونم ازت به خاطر داشتن این فرشته ناز و دوست داشتنی...مادر شدن خیلی سخته ولی در عین حال خیلی قشنگه 

من که حاضرم واسه تو فرشته خوشکلم جونمو هم بدم

عزیزم الان مثل فرشته ها تو تختت خوابیدی و فکر کنم کم کم باید بیدار شی واسه شیر خوردن 

آقا پسمل ناناز من چند وقتیه خیلی شیطون و بازیگوش شدی 

جدیدا تا واست شکلک در میارم با صدای بلند میخندی

خیلی صدا در میاری از خودت و شست پای مبارکت هم مدام تو دهنته تا میگم نکن هم یه جیغ بنفش میکشی

عزیزم حموم کردنت هم خیلی سخت شده از بس ورجه وورجه میکنی میترسم خدایی نکرده از دستم سر بخوری  خلاصه کلی انرژی صرف میکنم تا تو را حموم کنم گوگولی من

عاشق آب خوردنی و تا لیوانتو میبینی دست و پا میزنی و دهنتو آماده میکنی تا بهت آب بدم

هر پارچه و ملافه ای که اطرافت باشه خیسه خیس میشه چون همشون مستقیم تو دهنت میرن

غلت کامل میزنی و وقتی خسته میشی خودت به پشت میری

تلاش زیادی واسه سینه خیز رفتن میکنی و 30 ثانیه بدون کمک میشینی ولی بعد از یه طرف کج میشی

حتی وقتی تو حالت نشسته هم هستی سرتو اونقدر پایین میبری تا پاهای کوشولوتو بخوری جیگـــــــــــــــــــــــــــــــــر مامان

مامان فـــــــــــــــــــــــــــــــــدای تو بشه که انقدر ناز و ملوسی  میخوام بخـــــــــــــــــــــــــــــــورمت شیرین عسل مامان 

وقتی زیر گردنتو پــــــــــــــــــــــوف میکنم غش میکنی از خنده 

مـــــــــــــــــــــــــــــــــامـــــــــــــــــــــــــــــانی عاشقته وروجــــــــــــــک من



موضوع :
تاريخ : دوشنبه 24 مهر 1391 | نویسنده : شيلا
بازدید : 760 مرتبه

عزیزم امروز دقیقا 8 ماه و 20 روزه شدی و واسه خودت مردی شدی  

امروز عمت به شوخی منو میزد تا عکس العمل تو را ببینه تو هم تا این صحنه را دیدی منو نگاه کردی و زدی زیر گریه و همش میخواستی بیای بغلم الهی من فدات بشم خیلی ذوق کردم پسرم چون دوست نداری کسی مامانتو اذیت کنه قربون شکل ماهت بشم

عاشق بچه های کوچیکی تا میبینیشون ذوق زده میشی و جیغ میزنی 

تا یه موزیک میشنوی شروع میکنی به رقصیدن به سبک خودت دستاتو بالا میبری و تکون میدی و عقب و جلو میکنی خودتو و بینش هم گه گاهی دستای کوچولوتو به هم میزنی منم از رقصت کیف میکنم مامانی



موضوع :
تاريخ : دوشنبه 24 مهر 1391 | نویسنده : شيلا
بازدید : 1680 مرتبه

گل نارم خیلی وقته نبودم ولی خودت مامانو درک میکنی میدونی چقدر مشغولم

عزیز دلم از دیروز که صبح کم کم دماغت داشت پایین میومد فهمیدم که آغاز نگرانیهای منه و بد قلقیهای تو 

فدات بشم کوچولوی مامان که تا مریض میشی کل روز را در حال غر زدنی و شبا همهمش گریه میکنی و شیر میخوای ولی با دماغ کیپ نمیتونی شیر بخوری و نفس بکشی واسه همین عصبی میشی و جیغ میکشی 

بمیرم برات گل نازم  

امروز صبح هم یه خانم و اقا اومده بودن تو محله ما و به بچه ها قطره فلج اطفال میدادن اومدن در خونه ما و منم تو را که تازه بیدار شده بودی را بردم وقتی قطره را تو دهنت ریخت انتظار داشتم گریه کنی ولی تو با اون چشمای پف کرده از خوابت به خانومه خیره شده بودی قربونت اون نگات بشم

 

آق پسمل قشنگ من چند هفته ای میشه که چهاردست و پا کل خونه را زیرو رو میکنه و شدی جارو برقی ههههههه هرچی شیی ریزی رو فرش میبینی ورمیداری...و عاشق تاب سواری هستی....بیسکویت مادر را خیلی دوست داری...فکر کنم باباتو بیشتر از من دوست داریگریه پسر بد....چون همش دنبالش گریه میکنی و از بغل من میپری بغل بابات و تا وقتی بابات اونجا باشه اصلا طرف من نمیای منم کلی غصه میخورم عزیزم ناراحت



موضوع :
تاريخ : پنجشنبه 5 مرداد 1391 | نویسنده : شيلا
بازدید : 764 مرتبه

قند عسلم امروز وارد هفت ماهگی شدی مامی هووووووووووورااااااتشویققربونت برم که کلی کار و حرکت جدید یاد گرفتی ناناز من...........

ولی مامی جونم تو اصلا غذاتو خوب نمیخوری و من از این بابت خیلی ناراحتمناراحت و فقط دوست داری با لیوانت بهت آب بدیم وقتی لیوانتو میبینی دهنتو باز میکنی و سرتو بالا میگیری که یعنی آب بهت بدمماچ..   عزیزم یه تاب واست تو هال به سقف وصل کردیم که هروقت هیچجوری آروم نشدی بزاریمت تو تاب 2 ثانیه ای آروم میشی خیلی دوست داری تاب سواری کنی گلمبغل......

خوشکل من سینه خیز میری ولی بیشتر دنده عقب میریخنده....عزیزکم امروز نوبت واکسنت بود ولی یکشنبه واست میزنیم چون فقط یکشنبه ها و چهارشنبه ها تو مراکز واکسن میزنن....

خوب ناز گل من الان که 6 ماهت کامل شده وزنت 9 کیلو و قدت هم 72 سانتیمتر هست و هزار هزار ماشالله رشدت خیلی خوبه لبخندقربونت برم عشق من

این عکست تو مسلبقه نینیهای بهمن 90 رتبه دوم را کسب کرد ههههههه آفرین پسر قهرمان من

 

 

 اینجا هم کلاه عموتو سرت کردم که ماله جشن فارغ التحصیلیشون بود فدات شم

 

 

 

 

 

 

 وقتی میزارمت تو تاب آروم میشی و 10 دقیقه بعد آماده خواب هههههههه زود گیج میشی

 

 

 

ا

 



موضوع :
تاريخ : جمعه 12 خرداد 1391 | نویسنده : شيلا
بازدید : 879 مرتبه

چون خیلی وقته اینجا نبودم اومدم تا یه عالمه عکس از گلپسرم بزارم هوراااااااااااااااااااااااااا

 

اول هم اینو بگم که پسرم ماشالله واسه خودش مردی شده و الان 4 ماه و 6 روزشه

 

این عکس یک ماهگی پسر قند عسلمه که وقتی رفتیم آتلیه خواب بودی و فوق العاده بد اخلاق وقتی واسه عکس بیدارت کردم اونقدر گریه کردی که مجبور شدیم بخوابونیمت و تو خواب ازت عکس بگیریم 

 


با صدا میخندی جیغ میزنی ذوق میکنی الهی فدات بشم مامانی

 

اینم عزیز من تو دو ماهگیش با یه لبخند نازززززززززززز

 

اینجام تازه از خواب بیدار شدی 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



موضوع :
تاريخ : جمعه 12 خرداد 1391 | نویسنده : شيلا
بازدید : 856 مرتبه
سلام امید زندگی من
شرمندتم مامانی میدونم خیلی وقته نیومدم واست بنویسم ولی مامانی خودت میدونی چقدر درگیر توام
ولی قول میدم که جبران کنم و مرتب بیام از خاطراتت واست بنویسم گل مامان 
خاله ها هم که ازم شاکی شدن و میگن چرا وبلاگ آراد جوجو را آپ نمیکنی



موضوع :
تاريخ : يکشنبه 30 بهمن 1390 | نویسنده : شيلا
بازدید : 1265 مرتبه

عزیزم الان 52 ساعته پا به این دنیا گذاشتی و اومدی تو بغل مامانی ناز گلم خدا را هزار مرتبه شکر که سالم سالمی عمر من 

فرشته من با هر بار گریه کردنت دلم ریش میره میخوام خودمو فدات کنم ولی تو یه کم درد نداشته باشی

اخه گل من مامانی هنوز شیر نداره تا شکم کوچولوتو سیر کنه مجبور بودم بهت شیر خشک بدم که با اونم شکم کوچولوت درد میکنه و کلی اذیت میشی بمیرم واست که باید این درد را تحمل کنی آراد نازم

 

 

 

 

قشنگ من چهارشنبه صبح ساعت 10:5 دقیقه به دنیا اومدی و منو بابایی را کلی خوشحال کردی 

بابا همش مواظبته تا صدات میاد زود میاد تا آرومت کنه و تو هم تا میری تو بغل بابایی زودی آروم میشی 

نمیدونی چقدر بابایی خوشحاله این روزا اصلا دلش نمیاد از پیشمون بره

منم که مثل ندید بدید ها همش نگات میکنم باورم نمیشه تو موجود موچولو و ظریف متعلق به منی جوجوی نازم

مامانی و بابایی عاشقتن




موضوع :
تاريخ : يکشنبه 30 بهمن 1390 | نویسنده : شيلا
بازدید : 1000 مرتبه

اینم عکس جدید از گل پسرم  واسه خاله خورشید

کوچولوی ناناز من

 

 



موضوع :
تاريخ : دوشنبه 3 بهمن 1390 | نویسنده : شيلا
بازدید : 2956 مرتبه

سلام امید زندگی مامان

فقط اومدم برات بنویسم که 2 روز دیگه بیشتر مهمون دل مامان نیستی الان 39 هفته و 4 روزه که تو دلمی ناز نازم.

خوشگلکم فردا میریم بیمارستان و بستری میشم تا پس فردا تو را بدن به ما تا تمام انتظارا تموم بشه الهی من فدات شم خیلی واسه اومدن همچین روزی انتظار کشیدم و بالاخره داری میای به امید خدا ایشالا که سالم و تپل مپل باشی فندق من

یه کم استرس دارم  ولی فکر دیدن تو بهم ارامش میده جوجود نازم

فرشته نازم این 2 روز را هم تحمل کن تا بیای بغل مامانی قربونت برم

ما الان خونه مامان بابایی هستیم  و تا 10 روز بعد اومدن تو هم اینجاییم نازگلم

خاله هم گفته میام اتاق عمل پیشت تا سزارینت کنن خیلی خوشحال شدم  خب بهرحال خاله هم دکتره هم خواهرمه و وجودش بهم آرامش میده آراد گلم

الان هم بابایی و عمو کوچیکه دارن فوتبال رئال را نگاه میکنن 

منم از بیخوابی نت گردی میکنم مثل هر شب 

دوستت دارم فرشته کوچولوی من



موضوع :
صفحه قبل 1 2 صفحه بعد