نى نى ناناز من و بابايى
به دنیای ما خوش اومدی جوجوی من
تاريخ : دوشنبه 24 مهر 1391 | نویسنده : شيلا
بازدید : مرتبه



موضوع :
تاريخ : سه شنبه 13 دی 1390 | نویسنده : شيلا
بازدید : 3168 مرتبه

زندگی من سلام 

پس کی میای مامانی دیگه تحمل ندارم .دلم میخواد زود صدای گریه و خنده هاتو بشنوم جوجوی من ........

من از امروز مرخصی قبل از زایمانم شروع شد نانازم و از اونجایی که من مامان ترسویی هستم و وقتی بابایی صبحها میره سر کار من میترسم تنها تو خونه بمونم اومدیم خونه مامانی (مامان بابایی) و شب هم اونجا موندگار شدیم ....ا

لان هم که ساعت از نیمه شب گذشته و من لبتاپ به بغل دارم واسه تو نازنینم مینویسم............ا

مشب منو بابایی با عمه دومی رفتیم بازار و واست تشک و پتو و ساک حمل خریدیم  یه سنجاب گنده خوشگل هم بابایی واست خرید که خیلی نازه دیگه وسایلت خورده ریزه تکمیل شده عزیزم......

فقط نگرانم که یه وقت تو زودتر از تخت و کمدت ببیایی هههههههه اخه کمدت حاضره ولی تختت هنوز حاضر نیست نی نی من به خاطر کریسمس  با تاخیر میاد ....

از ترکیه سفارش دادیم واست و قراره تا یه هفته دیگه بیاد...

من که خیلی خوشم اومده از مدل و رنگش  خودم نخواستم تخت و کمد رنگ ابی و قرمز و سبز و نارنجی بخرم واست چون خیلی تکراری شدن......

تخت و کمد رنگش طوسی و مشکیه وکمد درهاش کشوییه خیلی قشنگن وقتی حاضر شدن واست عکساشو میزارم جوجوی من....

خب مامانی منم برم لالا کنم توهم که راحت تو دل مامانی خوابیدی عزیزم ....

مامانی عاشقته جوجوی من ماچ



موضوع :